محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

154

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

و اين كه سرپيچى آنان از امر و نهى خداوند در حيطه اوامر و نواهى ارشادى بوده ، تنها براى گروهى خاص از مؤمنان قابل فهم است و عموم مردم از كلمه معصيت ، معناى واقعى آن را مىفهمند . « 1 » چنان كه گذشت ، ماركسيسم به طور كامل ، وجود ماهيت و ذات ثابتى را براى بشر انكار مىكند و مسيحيت در نقطه مقابل آن ، طبيعت بشرى را آميخته با گناه و معصيت معرفى مىنمايد . اما اسلام در نقطه‌اى ميان اين دو ايستاده است و اين مسأله را به عقيده و ايمان ارتباط نمىدهد ؛ بلكه فقط از باب تعريف انسان و ارشاد به واقعيت و طبيعت انسانى به اين موضوع پرداخته است . انسانها طبق باورهاى اسلامى ، بر فطرتى پاك آفريده مىشوند « 2 » و نحوه تربيت آنها است كه فطرت را تار يا آلوده مىكند . اما در قرآن آمده است : « همانا انسان ستمگر و ناسپاس است . » « 3 » كه اين آيه و آيات شبيه به آن را ناظر به برخى از افراد بشر تفسير مىكنند و گرنه نگاه قرآن و اسلام به طبيعت انسان و جنس بشرى همانى است كه نگارنده در « تفسير كاشف » نيز به آن اشاره كرده است : « اسلام به انسان در چهارچوب عقيده و

--> ( 1 ) . براى آگاهى بيشتر به كتابهاى عصمة الانبياء از سيد مرتضى و عصمة الانبياء از رازى و به بحث « المقدمة الثانيه » در كتاب حجة السنة از شيخ عبد الغنى عبد الخالق ، ص 85 - 239 مراجعه شود . ( 2 ) . برگرفته از حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و إله : « كلّ مولود يولد على الفطرة . . . » صحيح مسلم : 4 / 2047 ، ح 2657 ؛ صحيح ابن حبان : 7 / 336 ، ح 128 ؛ سنن ترمذى : 4 / 447 ، ح 2138 ؛ سنن ابى داوود : 4 / 230 ، ح 4716 ؛ المصنف ، عبد الرزاق : 2 / 533 ، ح 6611 ؛ المعجم الوسيط : 4 / 277 ، ح 4050 . ( 3 ) . إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ ابراهيم / 14 : 34 .